چگونه جنگ ایران خاورمیانه را تغییر می دهد؟

اندیشکده بروکینگز مدعی است که جنگ ۲۰۲۶ ایران «پیامدهای قابل‌توجهی در منطقه خواهد داشت» و با «آشکار کردن ایالات متحده به عنوان شریکی غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌اعتماد»، متحدان منطقه‌ای آمریکا را به «خوداتکایی ملی بیشتر و تنوع‌بخشی به شراکت‌های بین‌المللی» سوق خواهد داد.

به گزارش تحریریه، تحلیل اندیشکده بروکینگز به قلم فیلیپ اچ. گوردون، پژوهشگر ارشد این اندیشکده، مدعی شده است که جنگ ۲۰۲۶ ایران «پیامدهای قابل‌توجهی در منطقه خواهد داشت» و با «آشکار کردن ایالات متحده به عنوان شریکی غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌اعتماد»، متحدان منطقه‌ای آمریکا را به «خوداتکایی ملی بیشتر و تنوع‌بخشی به شراکت‌های بین‌المللی» سوق خواهد داد.

به ادعای نویسنده این گزارش تحلیلی، «جنگ ایران، اسرائیل را هم از کشورهای خلیج‌فارس و هم از خود ایالات متحده جدا خواهد کرد» و «به جای پیشبرد یکپارچگی اسرائیل در منطقه، آن را بیشتر تفرقه‌انداز خواهد کرد.» نویسنده تأکید می‌کند که «هیچ کشور عربی جنگ با ایران را نمی‌خواست.»

چکیده راهبردی (بخش‌های مهم):

اگر یک چیز در جنگ‌های تغییر رژیم به رهبری آمریکا در خاورمیانه مشترک باشد، این است که همه آنها طیف گسترده‌ای از پیامدهای ناخواسته را تولید می‌کنند. جنگ ۲۰۲۶ ایران نیز تفاوتی ندارد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هدف خود را تغییر رژیم ایران، نابودی برنامه هسته‌ای ایران، تضعیف نیروهای مسلح ایران، کمک به معترضان ایرانی و نشان دادن قدرت و اعتبار آمریکا در صحنۀ جهانی قرار داد. او در نهایت پیشرفت کمی در بیشتر این اهداف داشت، اما در عوض به ایران کنترل بی‌سابقه‌ای بر تنگه هرمز داد، قدرت نرم و اتحادهای آمریکا را در سراسر جهان به شدت تضعیف کرد و رهبر عالی ایران را با رژیمی انتقام‌جو، تندرو و حتی بدبین‌تر که تحت سلطۀ نظامیان است، جایگزین کرد.

هیچ کشور عربی جنگ با ایران را نمی‌خواست. در واقع، تنها یک دهه پیش بسیاری از رهبران عرب ممکن است از جنگی برای تغییر رژیم تهران استقبال کرده باشند، اما تا زمان شروع درگیری، بیشتر آنها با تهران به صلح رسیده بودند.

امارات در سال ۲۰۲۲ روابط دیپلماتیک خود را با ایران بازگرداند. عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ توافق رسمی عادی‌سازی را امضا کرد. بسیاری از آن کشورها همچنین در حال گسترش تعامل دیپلماتیک و روابط اقتصادی با اسد، نماینده ایران در سوریه بودند.

تا اوایل سال ۲۰۲۶، وضعیت کشورهای عربی در قبال ایران تا حد زیادی در یک «نقطه شیرین» قرار داشت: قدرت نظامی، برنامه سلاح هسته‌ای و شبکۀ نیابتی تهران همگی در اثر چندین دور درگیری با آمریکا و اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به شدت عقب نشسته بودند.

تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران، برخلاف قضاوت بهتر آنها، رهبران عرب را شوکه کرد. این تصمیم به عواقبی منجر شد که آنها از آن می‌ترسیدند اما آمریکا آن را نادیده گرفت: حملات مستمر ایران به زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی منطقه و بسته شدن تنگه هرمز که اقتصادهای وابسته به صادرات انرژی کشورهای خلیج‌فارس را ویران کرد.

کشورهای منطقه چاره‌ای جز کاهش وابستگی خود به ایالات متحده نخواهند داشت، که اکنون آن را غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌اعتماد می‌دانند. با این حال، این به معنای توقف اتکای آنها به آمریکا نیست، بلکه به معنای افزایش هزینه‌های دفاعی و تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان و شرکای بالقوه دیگر است.

به جای اتحاد کشورهای منطقه علیه یک دشمن مشترک، جنگ ایران فقط تنش‌های فزاینده میان کشورهایی را که به طرق بسیار متفاوتی تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، تشدید خواهد کرد. برای مثال، امارات مورد حملات بیش از ۳۰۰۰ موشک و پهپاد قرار گرفت که بیش از مجموع سایر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس بود.

جنگ ایران همچنین تأثیر عمده‌ای بر روابط میان اسرائیل، آمریکا و همسایگان اسرائیل در خاورمیانه خواهد داشت. نقش اسرائیل در جنگ ایران، هرگونه احتمال توافق عادی‌سازی بیشتر بین اسرائیل و کشورهای عربی را برای آیندۀ قابل‌پیش‌بینی متوقف خواهد کرد. هیچ یک از این کشورها – به ویژه عربستان سعودی – به زودی به توافق‌های ابراهیم نخواهند پیوست.

منبع: کانال مرکز مطالعات رسانه‌های بین‌المللی

پایان/

۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰
کد مطلب: 35271

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =